خلاصه سی‌دی انتقال صفات از استاد امین - همسفر مژگان
یکشنبه 22 تیر 1399 ساعت 05:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر مونا (لژیون هجدهم) | ( نظرات )
مطلب مهمی دیگری که هست انتقال صفات است هر چیزی قابل انتقال است، صفات هم قابل انتقال است یعنی یک فردی صفت محبت خودش و خوب بودنش را به من می‌خواهد بدهد اما باید بذر این صفت در من باشد تا انتقال انجام گیرد.
 جلسه قبل راجع به مثلث شخصیت صحبت کردم، ولی هر چقدر می‌گذرد ابعادش برای من بزرگ‌تر می‌شود و متوجه تخریب‌هایش می‌شوم. چند روز پیش یکی از دوستان دوران دبستانم را دیدم معمولاً زیاد صحبت می‌کند و ذهن شلوغی دارد و حتماً باید نیم ساعت صحبت کند و بعد شاید به حرف دیگران گوش کند. وقتی صحبت‌های او را گوش دادم چند جمله‌ای من صحبت کردم ولی در ادامه صحبت‌های او به مطالبی رسیدم که هم خوشحال شدم و هم ناراحت، خوشحالی بخاطر این‌که فهمیدم ایرادش کجاست، و ناراحتی بخاطر این‌که از ضلع بی‌لیاقتی مثلث شخصیت مشکل دارد و این احساس همیشه با او هست و هر صحبتی می‌کند، می‌خواهد ثابت کند که انسان با لیاقتی است و مدام تلاش می‌کند که برای من ثابت کند که من هم درک می‌کنم و می‌فهمم و مطالعه می‌کنم، تا دیگران او را فردی لایق در نظر بگیرند و مدرک تحصیلی برایش خیلی مهم بود.
معمولاً افرادی که چنین ضربه‌هایی می‌خورند، مثلاً در دفتر کارشان تمام مدارک تحصیلی و هر چه مدرک داشته باشند را به در و دیوار آویزان می‌کنند که ببینند و احساس کنند لیاقت دارند. اما هیچ‌یک از این کارها نمی‌تواند به شخص کمک کند چون این یک عطش است و دقیقاً باید نقطه مقابل آن را انجام دهد. زیرا این افراد اگر این احساس درون آن‌ها باشد که ناتوان هستند، این احساس، قدرت حرکت را از شخص می‌گیرد و اجازه نمی‌دهد از توانایی‌هایش استفاده کند، اگر تمام مدارک خود را به دیوار دفتر خود بزند از احساس بی‌لیاقتی او کاسته نمی‌شود و این القاء نیروی بازدارنده است.  
توانایی‌هایی که در وجود انسان است مانند: شنیدن و نفس کشیدن و راه رفتن و غذا خوردن و ... مجموعه این توانایی‌ها امکان زندگی کردن و لذت بردن از زندگی را برای انسان فراهم می‌کند، اگر کسی این توانایی‌ها را در خود باور نداشته باشد از زندگی محروم می‌شود و این یعنی احساس بی‌لیاقتی!
 اما احساس گناه هم خیلی قوی است و کسانی که احساس گناه دارند همیشه بدنبال متهم کردن دیگران هستند و مثلاً می‌گویند: تقصیر فلانی بود که من معتاد شدم، زندگی زناشویی‌ام بهم ریخت، از کارم اخراج شدم و دائم بدنبال این هستند که یک متهم برای کارهای خویش پیدا کنند و این یک شرط دارد و آن این است که ابتدا باید خودش را محکوم کرده باشد بطور کامل و بعد می‌رود سراغ دیگران، چرا چون هر چیز اول ظرف خودش را پر می‌کند. مثل شیلنگ آب که مدتی طول می‌کشد تا شیلنگ 50 متری پر شود و بعد آب از آن بیرون بریزد. اول باید خود انسان از آن احساس کامل پر بشود و وقتی کامل پر شد شروع می‌کند به تراوش کردن به اطراف و این یک بازی است یعنی اگر حتی چیزی هم وجود نداشته باشد، می‌گردد در گذشته و یک چیزی را پیدا می‌کند و همیشه این سایه محکوم کردن و احساس گناه کردن با او است و تا وقتی که این حالت رها نشود احساس زندگی و آرامش به او بر نمی‌گردد.
به نظر من یکی از این احساس بی‌لیاقتی، محکوم کردن یا تهدید کافی است که تمام پیش زمینه‌های ذهنی را درگیر کند. اما کسی که احساس تهدید می‌کند، همیشه بدنبال قدرت است تا جایگاهی پیدا کند که احساس ترس نکند. احساس بی‌لیاقتی و تهدید و گناه بدون دلیل بوجود نمی‌آید و حتماً دلیلی دارد و حتما این شخصیت‌ها از جایی یک ضربه‌ای خورده‌اند و زخمی شده‌اند که این زخم هنوز ادامه دارد و گرنه اگر کسی در شخصیتش تعادل باشد زیر بار این حرف‌ها نمی‌رود و اجازه نمی‌دهد، کسی بخواهد احساسات و عواطف او را تحت تاثیر قرار بدهد. مثلاً کسی به چنین شخصی بگوید که مثلا خوشگلی و یا زشتی و ... برای او اهمیت ندارد ولی اگر در شخصیت او مشکلی باشد اگر کسی به او بگوید خوشگلی می‌گوید خوشگلم و اگر بگوید زشتی می‌گوید زشتم، تحت تاثیر حرف دیگران قرار می‌گیرد، و این زخم مثل این است که دست من سالم است اگر کسی به دست من بزند که اتفاقی نمی‌افتد ولی اگر دست من ضربه‌ای خورده و زخم باشد اگر کسی به او بزند دادم به هوا می‌رود و شاید ناسزا به او بگویم و این‌ها هم دقیقاً زخم‌اند، اما در صورپنهان! گذشت زمان این زخم‌ها را خوب نمی‌کند و فقط تغییر اندیشه و تفکر می‌تواند آن‌ها را خوب کند.
مثالی راجع به یک مورد زخم‌ها بزنم تا موضوع روشن‌تر شود، یک خانواده در جایی خوب با امکانات کشاورزی و دامداری زندگی می‌کردند پسر خانواده فردی را دید که مشکلاتی داشت و تنها بود و پول و خوراک نداشت و دلش برای او سوخت و او را به منزل آورد و به آن مرد محبت کرد و لباس و غذا و کار داد و پسر خانواده به مسافرت رفت وقتی برگشت دید آن مرد تمام خانواده او را کشته و منزل و تمام دارایی او را آتش زده به نظر شما چنین زخمی با گذشت زمان فراموش می‌شود؟ این شخص تا ابد احساس گناه می‌کند.
برای فردی که چنین اتفاقی افتاده است تا ابد این زخم باقی می‌ماند و اگر هزار سال هم بگذرد به هیچ‌کس اعتماد نمی‌کند و آن احساس تا وقتی که درمانش نکند با او هست و به چرخه طبیعی بر نمی‌گردد.
بعضی افراد از چیزی ناراحت و عصبانی هستند و علت آن را در خود نمی‌بینند و درک نمی‌کنند، این دلیل از چه چیزی است؟ این به‌دلیل این‌ است که قبلاً یک ضربه‌ای به شخصیت وی خورده است و به‌عنوان یک (درب باز) ما از آن یاد می‌کنیم. مانند این است که یک چهاردیواری و زمینی که محدود باشد برای ورود به آن به راحتی امکان‌پذیر نیست ولی اگر بخشی از این دیوار خراب شود رفت و آمد آسان می‌شود. اگر کسی مثلاً از ضلع تهدید شخصیت او ترک می‌خورد این آدم یک در باز دارد و از این در باز یک‌سری افکار و صحبت‌ها می‌توانند وارد و خارج گردند، و اگر درب بازی در شخصیت هر فردی باشد هر مطلب بی‌ا‌رزشی کسی به وی بگویید مثلاً اگر به کسی سلام کرد و او حواسش نبود و جواب وی را نداد، وقتی به خانه آمد این مورد ذهن وی را مشغول می‌کند و خوراک ذهنی دارد و شاید ۵ تا ۱۰ ساعت راجع به این که چرا آن شخص جواب وی را نداده فکر می‌کند، یعنی افکار منفی از در باز وارد شده‌اند و بعد از چند ساعت یک انرژی انباشته می‌شود که در جهت خاصی حرکت دهد، مثلاً در فکر انتقام قرار بگیرد و این همان زخم یا در باز است و باید درمان شود.
اگر فردی به آگاهی رسید که هر کدام از این اضلاع مثلث شخصیت و مشکلات آن را شناخت پنجاه درصد مسئله حل شده است و نصف رنج و عذاب موجود کم می‌گردد و به قول لوئی پاستور وقتی میکروب کشف شد نصف درمان انجام گردیده است.
وقتی مساله را فهمیدم متوجه شدم که چرا مثلاً وقتی دیگران به من احترام نمی‌گذارند ناراحت می‌شوم. اما تعریف شخصیت یعنی باور انسان نسبت به موجودیت خودش، یعنی هر چیزی که در وجود انسان است، آن‌هایی را که نسبت به آن را باور دارد جزء توانایی‌ها و شخصیت او است و وقتی شخصیت سالم باشد انسان با طبیعت و زندگی رابطه خوبی برقرار می‌کند و این ارتباطی با دانایی فرد ندارد. اگر شخصیت سالم باشد فردی با دانایی کم هم می‌تواند از زندگی لذت ببرد و حال خوشی داشته باشد.
 اضلاع مثلث شخصیت شامل:
 1- احساس امنیت: یعنی در صلح و صفا و آرامش به خواسته‌های خویش برسم انجام بدهم و برنامه‎‌هایم را پیش ببرم.
2- احساس شایستگی: یعنی یک‌سری خصوصیت و توانایی دارم که می‌‌توانم در انجام کارهای خودم از آن‌ها استفاده کنم.
3- احساس معصومیت: یعنی من احساس می‌کنم در مسیر پاکی و خیر حرکت می‌کنم و از بدی دوری می‌کنم.
و اگر این سه مورد در فردی باشد شخصیت او در حالت تعادل است و برای همه انسان‌ها لازم است برعکسش هم هست که می‌توان اسم آن را گذاشت مثلث تخریب شخصیت یا نگرش تاریک!
ولی بحثی که گفته شد حقه‌های نفس و انتقال صفات بی‌ارتباط با بحث شخصیت نیست. مثالی در مورد همسفران وقتی در لژیون می‌آیند به آن‌ها توصیه هایی می‌شود که با مسافرت چگونه رفتار کن این‌ها دستورالعمل‌های گفتاری و عملکردی هستند. و صرفً با گفتار مشکلات حل نمی‌شوند و پندار و اندیشه همسفر نسبت به مسافرش و دیگران نیز به او کمک شایانی می‌کند ولی در صورتی که اندیشه مثبت باشد  و اگر همسفر اندیشه و فکر منفی نسبت به مسافرش داشته باشد توان و نیروی شخص را می گیرد، در بین افرادی که پیوند محبت قرار دارد افکار و اندیشه خیلی مهم است چون کانال ارتباطی وجود دارد.
 وقتی فکر بد شد روی عملکرد طرف مقابل تاثیر می‌گذارد و ذهن مسافر وی همیشه درگیر این اندیشه منفی او است و انرژی زیادی هدر می‌دهد، تا فکر همسفرش را عوض کند. وقتی راجع به او فکر بد کند تاثیرات منفی بر سفر مسافر دارد و همیشه مسافر زیر فشار این تفکر منفی است و تلاش می‌کند تا از این وضعیت رها شود  و این تلاش، مسافر را خسته می‌کند و انرژی زیادی از او می‌گیرد.
خیلی‌ها می‌گویند ما که حرفی نمی‌زنیم و شکایتی نداریمف اما باید بگویم که نگفتن مطلب باعث جمع شدن آن می‌شود و یک جایی انفجار صورت می‌گیرد. آن قسمتی که باعث انباشت می‌شود قسمت فکر است چیزی نمی‌گویم ولی جمع می‌کنم این انفجار مشکلاتی برای طرفین دارد.
و مطلب مهمی دیگری که هست انتقال صفات است هر چیزی قابل انتقال است صفات هم قابل انتقال است یعنی یک فردی صفت محبت خودش و خوب بودنش  را به من می‌خواهد بدهد اما باید بذر این صفت در من باشد تا انتقال انجام گیرد. مثال شخصی از ریاضیات نمره خوبی می‌گیرد و من ناراحت می‌شوم پس از دید صورپنهان من این کار بدی است، یعنی سیستم درون ما این‌طوری کار می‌کند، پس وقتی یک ویژگی در دیگران اتفاق افتاد و من ناراحت شدم آن که اگر من از نمره خوب دیگران ناراحت شوم پس چیز خوبی نیست و آن قسمت درون ما با فاعل کاری ندارد با فعل کار دارد و کاری ندارد چه کسی این عمل را انجام داده و با فعل و کار انجام شده کار دارد و این فعل همان‌طوری که ما نسبت به آن موضع می‌گیریم صورپنهان ما آن‌را دریافت می‌کند. مثلا فردی سرطان می‌گیرد و ما خوشحال می‌شویم پس درون من به من می‌گوید که سرطان چیز خوبی است چون من از مریضی آن فرد خوشحال شدم، پس چون چیز خوبی از نظر من بود من هم باید سرطان را تجربه کنم و صورپنهان تمام تلاش و نیروی خودش را فعال می‌کند که من سرطان را تجربه کنم  و خواسته من اتفاق بی‌افتد.
یعنی توانایی‌های انسان بر اساس خواسته‌های او کار می‌کند و تمام تلاشش را انجام می‌دهد تا خواسته‌ها محقق شود. زیرا آن بخشی که به من خدمت می‌کند مکانیزمش این است که با فاعل کار ندارد و با فعل کار دارد. اگر من از چیزی خوشم آمد، انجامش می‌دهد و اگر بدم آمد انجامش نمی‌دهد و در نتیجه کسانی که از موفقیت دیگران خوشحال می‌شوند سیستم درون آن‌ها درست کار می‌کند و می‌رود که آن صفت را بدست می‌آورد.
بر این اساس اگر در منزل فرزند شما کار بدی انجام داد شما به او بگویید که کار او اشتباه بوده است و هیچ‌وقت به شخصیت او توهین نکنید و به خود او ناسزا و حرف بد نزنید، زیرا وقتی کار اشتباه او را به او گوشزد می‌کنید سیستم او چون با فعل کار دارد برای اصلاح آن عمل تلاش می‌کند. اگر فاعل را محکوم کنید شخصیت خرد می‌شود ولی اگر فعل را محکوم کنید سیستم درونی  می‌رود روی این‌که دیگر آن کار را نکند و آن اتفاق دیگر پیش نیاید.

نویسنده: همسفر مژگان لژیون خانم نسیم (لژیون هجدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مونا لژیون خانم نسیم (لژیون هجدهم)
همسفران نمایندگی آکادمی


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دی های آموزشی و جهانبینی،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مونا دوشنبه 23 تیر 1399 02:37 ب.ظ
خانم مژگان عالی بود
این سی دی یکی از سی دی های مورد علاقه من است
همسفر فاطمه لژیون پنجم دوشنبه 23 تیر 1399 12:22 ق.ظ
سپاس از همسفر مژگان عزیز و همسفر مونای عزیز . خداقوت
همسفر شهربانو ل ۲۴ شیخ بهایی دوشنبه 23 تیر 1399 12:05 ق.ظ
عرض سلام وخدا قوت وتشکر خدمت خانم مژگان بسیار آموزنده بود .
خدا قوت وتشکر خدمت خانم مونا.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic