شصت‌وچهارمین مشارکتِ مکتوبِ راهنمایانِ گروهِ خانواده‌ی نمایندگیِ آکادمی
جمعه 15 فروردین 1399 ساعت 10:11 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر وفا (لژیون ششم) | ( نظرات )
خواهانِ این هستیم که ابرازِ خلاقیت و ارائه‌ی قابلیت‌های تحلیلیِ تجربیات و تعاملِ متقابلِ راهنمایانِ بزرگوارِ نمایندگیِ آکادمی را اِدغام و کلامِ نافذ و قلمِ گوهربارشان را ثبت و اشتراک‌گذاری نموده و در راستای اهدافِ کنگره ۶۰ نقشی ایفا نماییم.
مشارکت و کارِ گروهی؛ یکی از ضروری‌ترین عوامل در تحققِ اهدافِ کنگره ۶۰ می‌باشد.
انجامِ کارِ جمعی، اغلب به‌عنوانِ روشِ خوبی برای تقسیمِ کار و افزایشِ بهره‌وری، ارائه می‌شود و فعالیت‌های جمعی، خود یک مهارت برای یادگیری به‌شمار می‌رود و این‌ها از طریقِ اشتراک‌گذاریِ تجربیات و تعاملِ متقابل، صورت می‌گیرد که امکانِ ابرازِ خلاقیت و قابلیت‌های تحلیلیِ افرادِ فعال در آن را افزایش می‌دهد و فرصتِ ارائه‌ی قابلیت‌ها، باعثِ تقویتِ انگیزه‌ی آنان می‌شود.
هم‌چنین می‌توان گفت که این امر؛ امکانِ استفاده از دانش‌ها و مهارت‌ها و تجربیاتِ مختلفی که افراد این مجموعه دارند را برای‌مان فراهم می‌نماید.
در کنگره ۶۰ در کنارِ یکدیگر قرار ‌گرفته‌ایم، زیرا خواسته‌ها و اهداف و بعضاً ویژگی‌هایمان نیز به‌هم گره خورده‌اند.
فرآیندِ کارِ جمعی، وابسته به اهدافِ اعضای آن مجموعه است و ما در قالبِ یک مجموعه و در کنارِ یکدیگر، خانواده‌ای هستیم که اساسِ کارمان محبت است و با دانایی و شناخت و معرفت، در کنارِ یکدیگر قرار ‌گرفته‌ایم و با عقل و عشق و ایمان، حرکت می‌کنیم و پیشرفتِ خود را در ارتقاءِ کیفیتِ اهدافِ کنگره ۶۰ و رشدِ یکایکِ اعضای آن می‌دانیم.
تمرکز بر گسترش و تعمیقِ دانشِ اعتیاد و درمانِ آن، همواره از اولویت‌ها به‌‌شمار می‌رود.
هم‌چنین فراهم کردنِ روندِ رو به رشد و پُربار و رضایت‌بخش، برای اعضای جمعیتِ احیای انسانی، بخشی از تکنیک‌های این سازمانِ غیرِ دولتی محسوب می‌شود.
وفاداری، تفاهم و هم‌کاریِ مشترک و چندسُویه و بالا بودنِ مسئولیت‌پذیری، آموزش، توانایی‌های پیچیده، روابطِ سودمند و بینشِ قابلِ توجه‌ی راهنمایانِ کنگره ۶۰؛ دلیلی برای این شد که با اِدغام و اشتراک‌گذاریِ نگرش‌ها، پویاییِ مشارکت و همه‌ی این عوامل، در محیطِ خوب و مثبتِ سایتِ همسفرانِ نمایندگیِ آکادمی، در قالبِ مشارکتِ مکتوبِ راهنمایانِ گروهِ خانواده‌ی نمایندگیِ آکادمی، به‌ثبت برسد.
لذا از شما عزیزان می‌خواهیم؛ از این بخش که مرتبط با دستور جلسه‌ی "دانایی، داناییِ مؤثر، سواد" است بهره‌مند شوید.

با سپاس و احترام - همسفر وفا، لژیون خانم آنی کماندار (لژیون ششم)




سلام دوستان؛ زهره هستم همسفر - کمک‌راهنمای لژیونِ دوم
میزانِ دانایی سواد نیست، تمدن نیست، مانندِ انسان بودن به لباس پوشیدن نیست، به رفتارها و عمل و سخن آزمایشِ الهی بدهد.
انسان خواسته‌های متعددی دارد و دانایی اوست که تشخیص می‌دهد کدام خواسته درست و معقول و کدام نادرست و نامعقول است.
در جزوه جهان‌بینی این‌گونه تعریف شده که: دانایی؛ قدرتِ تشخیصِ ماهیتِ خواسته‌ها است.
انسان زمانی دانا است که خواسته‌هایش را قبل از به اجرا درآوردن، تحلیل و بررسی کند.
نادان بودن؛ برایِ انسان دردسر درست می‌کند و انسان را واردِ مشکلاتِ متعددی می‌کند.
"وقتی تصمیم می‌گیری؛ در زندگی تغییر ایجاد کنی و مشکلاتت را حل کنی، قدم در مرحله‌ی دانایی گذاشته‌ای و با گرفتنِ آموزش و تزکیه و پالایش، کم‌کم ایمان گُم‌شده را پیدا می‌کنی."
گاهی من فقط می‌دانم و اطلاع دارم و تا وقتی‌که واردِ عمل نشوم، داناییِ من به دردم نمی‌خورد و مشکلم حل نمی‌شود.
وقتی می‌دانم باید به خدا توکل کنم و موقعِ بحران نگران و ناامیدم؛ دانستنِ من نتوانسته کمکی کند.
قبل از ورود به کنگره؛ زمانی‌که در تاریکیِ مطلق به‌سر می‌بردیم، دانستن در این حد بود که باید سه روز مواد مصرف نکرد و بعد هم اراده که باشد، مشکل حل می‌شود و ... ! این دیدگاه مشکل را صدچندان کرده بود.
روشِ درمانیِ کنگره ۶۰ بهترین و کامل‌ترین هدیه‌ای بود که مسافران و همسفران دریافت کردند. آگاهی توأم با عمل و نتیجه، رهاییِ همیشگی از بندِ اعتیاد.


سلام دوستان؛ کیمیا هستم همسفر - کمک‌راهنمای لژیونِ سوم
استاد سردار می‌فرمایند: میزانِ دانایی سواد نیست، تمدن نیست، مانندِ انسان بودن به لباس پوشیدن نیست. بایستی انسانی اندیشید.
دیده‌بان تحقیقات جناب آقای خدامی در مقاله‌ی مربوط به این دستور جلسه می‌فرمایند: از این مطلب چنین استنباط می‌شود که علامت و نشانه‌ی دانایی، سواد نیست، متمدن و امروزی بودن نیست. علامت و نشانه‌ی دانایی، اندیشه و تفکرِ ما است و بعد از تفکر این‌که ما در آزمایش‌های روزانه و دو راهی و چند راهی‌هایی که در طولِ روز و در تمامیِ لحظاتِ زندگی و حتی در خواب با آن‌ها مواجه می‌شویم، چه راهی انتخاب می‌کنیم. انتخاب‌های ما نشانه‌ی دانایی ما است.
در کتاب دیگری خواندم؛ که هستی در نگاهِ اول پیچیده است، اما برایِ درکِ آن، تنها باید خوب بود. خوشبختانه تشخیصِ خوب اغلب آسان است، ولی انجامِ آن به همان اندازه آسان نیست‌!
پس آن‌چه اهمیت دارد؛ به‌کار گرفتنِ اختیار در جهتِ تمامِ آموزش‌ها و تفکرات و تجربیاتی که به‌دست آورده‌ایم است.
از نظرِ من؛ "لذتِ به اجرا در آوردنِ یک تصمیمِ درست، نعمتی است از جانبِ خداوند که تنها نصیبِ بنده‌ای می‌شود که در جهتِ آن‌چه آموزش گرفته، تفکر کرده، تجربه و حس کرده و در نهایت به‌درستیِ آن یقین پیدا کرده، تلاش و سماجت و تمرین کرده است." آن‌زمان است که برایِ چنین فردی، خوبی‌ها بیشتر آشکار می‌شود و در واقع، داناییِ او بیشتر می‌شود.
زیرا با به اجرا در آوردنِ تدریجیِ تصاویر و تصمیماتِ جهانِ ذهنی؛ ذره‌ذره داناییِ فرد مؤثرتر و کاربردی‌تر و قدرتِ او در برابرِ ذراتِ ناخالصی و نیروهای بازدارنده بیشتر می‌شود.
این است ما حصل و نتیجه‌ی رسیدن به مرحله‌ی ابتدایی از شو شود، در جهانِ خاکی، که در واقع پیوندی بینِ صورِآشکار و پنهانِ انسان است.



سلام دوستان؛ ناهید هستم همسفر - کمک‌راهنمای لژیونِ یکم
مثلثِ دانایی؛ مثلثِ مختلف‌الاضلاعی است که از سه ضلعِ تفکر، تجربه و آموزش تشکیل شده است.
تفکر؛ حرکتی است از مجهول به معلوم و یا از یک مبدأ به مبدأ دیگر. این‌کار توسطِ عقل صورت می‌گیرد.
تجربه؛ فرایند یا رویدادی است که ما آن‌را با تمامِ وجود یا بخشی از وجودِ خویش حس می‌کنیم و به انجام رسانده‌ایم و یا می‌رسانیم.
در تجربه؛ حس نقشِ اصلی را دارد. در واقع از این جهت مهم است که در ما حسی را ایجاد می‌کند و این حس اولین شروعِ به‌کار گیریِ قوه‌ی عقل است.
آموزش؛ در آموزش شخصی که قبلاً مسیری را پیموده و در آن‌جا که به دانایی رسیده است، ما را با مسیر آشنا می‌کند و راه را نشان‌مان می‌دهد. همانند کاری که کمک‌راهنمایان در کنگره۶۰ انجام می‌دهند.
در مثلثِ دانایی، دانسته‌ها در حدِ اطلاعاتِ عمومیِ ما است.
مثلثِ داناییِ موثر؛ مثلثِ متوازی‌الاضلاعی است که علاوه بر این‌که هر سه ضلعِ آموزش، تفکر و تجربه را دارا می‌باشد، بلکه مطلبی که بسیار مهم است به اجرا در آوردن و عمل‌کردنِ به این سه ضلع می‌باشد.
سواد؛ اولین تعریفی که از سواد در اوایلِ قرنِ بیستم ارائه شد، صرفاً به تواناییِ خواندن و نوشتنِ زبانِ مادری معطوف بود.
دومین تعریف؛ دانستنِ مهارت‌های رایانه و یک زبانِ خارجی.
سومین تعریف؛ جدید‌ترین تعریفِ سواد یعنی علم با عمل معنا می‌شود

دوازده نوع سواد اضافه شده که این مهارت‌ها عبارت هستند از:
۱- سوادِ عاطفی؛ تواناییِ برقراریِ روابطِ عاطفی با خانواده و دوستان.
۲- سوادِ ارتباطی؛ تواناییِ برقراریِ ارتباطِ مناسب با دیگران و دانستنِ آدابِ اجتماعی.
۳- سوادِ مالی؛ تواناییِ مدیریتِ مالیِ خانواده، دانستنِ روش‌های پس‌انداز و توازنِ دخل و خرج.
۴- سواد رسانه‌ای؛ این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است.
۵- سوادِ تربیتی؛ تواناییِ تربیتِ فرزندان به‌نحوِ شایسته.
۶- سوادِ رایانه‌ای؛ دانستنِ مهارت‌های راهبریِ رایانه.
۷- سوادِ سلامتی؛ دانستنِ اطلاعاتِ مهم درباره‌ی تغذیه‌ی سالم و کنترلِ بیماری‌ها.
۸- سوادِ نژادی و قومی؛ شناختِ نژادها و قومیت‌ها بر اساسِ احترام و تبعیض نگذاشتن.
۹- سوادِ بوم شناختی؛ دانستنِ راه‌های حفاظت از محیطِ زیست.
۱۰- سوادِ تحلیلی؛ تواناییِ شناخت، ارزیابی و تحلیلِ نظریه‌های مختلف و ایجادِ استدلال‌هایِ منطقیِ بدونِ تعصب و پیش‌فرض.
۱۱- سوادِ انرژی؛ تواناییِ مدیریتِ مصرفِ انرژی.
۱۲- سوادِ علمی؛ علاوه بر سوادِ دانشگاهی، تواناییِ بحث یا حل و فصلِ مسائل با راه‌کارهای علمی و عقلانیِ مناسب.

از آن‌جا که با سواد بودن؛ به یادگیریِ این مهارت‌ها وابسته شد، قاعدتاً سیستمِ آموزشیِ کشورها هم باید متناسبِ با این مهارت‌ها، تغییرِ رویه می‌داد.
با این حال و به‌تازگی؛ یونسکو یک بارِ دیگر در تعریفِ سواد، تغییر ایجاد کرد. در این تعریفِ جدید، تواناییِ ایجادِ تغییر، ملاکِ با سوادی قرار گرفته است. یعنی شخصی با سواد تلقی می‌شود که بتواند با استفاده از خوانده‌ها و آموخته‌های خود، تغییری در زندگیِ خود ایجاد کند. در واقع این تعریف مکملِ تعریفِ قبلی است، زیرا صرفاً دانستنِ یک موضوع به‌معنای عملِ به آن نیست. در صورتی‌که مهارت‌ها و دانشِ آموخته شده، باعثِ ایجادِ تغییرِ معنادار در زندگی شود، آن‌گاه می‌توان گفت این فرد انسانی با سواد است.
چرا سوادمان باعثِ تغییر در زندگی‌مان نمی‌شود؟ جالب است بدانیم که یادگیری در متونِ روان‌شناسی، به‌صورتِ ایجادِ تغییرِ پایدار، در رفتار تعریف می‌شود.
پس ایجادِ تغییر در رفتار؛ مهم‌ترین مؤلفه‌ی با سواد بودن است. اما بسیاری از ما، اطلاعاتِ موردِ نیاز را داریم، اما تأثیری در زندگیِ عملی ما ندارند. چرا؟ به‌طورِ مثال: بیشترِ افراد با علمِ به این‌که رانندگیِ خطرناک می‌تواند موجبِ مرگ شود، اما باز هم به قوانینِ راهنمایی و رانندگی عمل نمی‌کنند!
در کنگره هم؛ سال‌هاست که  این موضوع  در دستور جلساتِ سالانه آموزش داده شده که دانایی به مدرک و داشتنِ تحصیلاتِ آکادمیک نیست، بلکه "دانایی و داناییِ مؤثر یعنی داشتنِ هر سه ضلعِ آموزش، تفکر و تجربه که در کنارِ آن بتوانیم آن را اجرا کنیم و در آرامش مشکلاتِ زندگیِ خودمانِ را حل کنیم و تغییر در روندِ زندگیِ خود داشته باشیم."



سلام دوستان؛ ندا هستم همسفر - کمک‌راهنمای لژیونِ چهاردهم
دانایی، داناییِ مؤثر یا سواد؛ کلماتی که برای  اولین بار در کنگره به گوشم نشست و کم‌کم معنای زیبای آن بر عمقِ جان و بر تمامِ زندگی‌ام سایه انداخت. سایه‌ای پُر خیر و برکت که در ادامه آرامشِ واقعی را برایم به ارمغان آورد. تک‌تکِ آموزش‌های سالمِ جهان‌بینیِ کنگره۶۰ باعثِ دانایی و در ادامه، تواناییِ ما می‌شوند تا از نوشتارها جلوتر باشیم و بتوانیم به سقم و صحتِ مطالب یا نقص و اشتباهِ آن مطلب پی ببریم.
البته این توانایی زمانی ظهور می‌کند؛ که ما در مسیرِ تزکیه و پالایش خودمان قدم گذاشته و حرکتِ ما بدونِ وقفه به سمتِ رسیدن به دانایی و تبدیلِ دانایی به داناییِ مؤثرباشد.
در آموزش‌های کنگره؛ مثلث‌های زیادی عنوان می‌شوند. اولین و مهم‌ترین مثلث، مثلثِ درمانِ اعتیاد با سه ضلعِ جسم، روان و جهان‌بینی است.
به اعتقادِ من؛ بعد از آن، مثلثِ دانایی می‌باشد با سه ضلعِ آموزش، تفکر و تجربه. آموزش‌های سالمِ کنگره۶۰، حقایق و قوانینِ حاکم و جاری در هستی و کائنات را بسیار ساده و قابلِ درک و فهم، بیان می‌نماید.
خداوند را هزاران بار شکر و سپاس؛ بابتِ نعمتِ استاد راهنمایان بزرگوار آقای مهندس و استاد امین، که برای رسیدنِ ما به دانایی و تبدیلِ آن به داناییِ مؤثر، هر هفته یک مطلب و نکته‌ی مهمِ جهان‌بینیِ سالم را بسیار کامل توضیح می‌دهند.
پس از نظرِ مطالب و محتوای آموزش؛ کنگره۶۰ بسیار غنی می‌باشد.
ضلعِ دیگرِ مثلثِ دانایی؛ تفکر است که در وادیِ اول، یعنی همان وادیِ تفکر، ما تفکرِ سالم را به‌خوبی درک کرده و در زندگی آن را کاربردی کرده‌ایم.
در کنگره۶۰ سندهای بدونِ نقصِ درمان؛ هر کدام الگو و شاهد و گواهی هستند، بر این باور که مسیرِ درمان و تغییراتِ خوب و سالم در انسان‌ها کامل و درست می‌باشد.
ضلعِ دیگرِ مثلثِ دانایی؛ تجربه است و با این ضلع، مثلثِ دانایی کامل می‌شود. زیرا اگر آموزش‌ها را کاربردی نکنیم و نتیجه و ثمره‌ی آن‌را نبینیم به دانایی نمی‌رسیم.
مثل آن‌که بخواهیم به مازندران سفر کنیم؛ در خانه نشسته و جاده‌ی زیبای چالوس را در ذهن به تصویر بکشیم! آیا به مقصد می‌رسیم !؟ خیر.
پس تجربه همین است؛ که اگر بخواهیم حالِ خوشِ اعضای خوب و خدمت‌گزارِ کنگره۶۰ را ما نیز تجربه کنیم، باید آموزش‌های سالمِ کنگره را با کمی تفکر، به عرصه‌ی اجرا درآوریم.
می‌گویم کمی تفکر؛ زیرا در کنگره، چرخه‌ی سالم را در وادیِ دهم آموزش گرفته‌ایم. چرخه‌ای که با تفکرِ سالم، به ایمانِ سالم می‌رسد. با باور و ایمانِ سالم، به‌راحتی عملِ سالم را از عمل به‌ظاهر نیک، تشخیص داده و به انجام می‌رسانیم. با انجامِ عملِ سالم، حسِ سالم و خوب در ما بیدار شده و اگر در مسیرِ سالمِ کنگره و تزکیه و پالایشِ خودمان قدم‌های محکم برداریم، حسِ سالم از کلِ کائنات می‌تواند اطلاعاتِ سالم را به عقل مخابره کند که آن‌گاه عقل سالم، تمامِ امور را به‌خوبی فرمان‌روایی می‌کند و افسارِ نفسِ اماره را در دست گرفته و به سمتِ نفسِ مطمئنه هدایت می‌کند. با عقلِ سالم، به وادیِ عشقِ سالم می‌رسیم.
آن مکانی که در همه بی‌ادعا در آن‌جا خدمت می‌کنند و به خالقِ آن و اعضایش عشق می‌ورزند. "محبتی که از جنسِ اکسیژنِ هوا و یا زیبایی جنگل‌های بکرِ شمال و یا آسمانِ آبی و زیبای بهار با آن ابرهای سفید و بی‌مثال، مرز و جنسیت نمی‌شناسد. چشمه‌ی محبتی که از دانایی می‌جوشد و می‌بخشد تا خروش و جوشندگیِ خودش خاموش نشود."
پس خداوندا؛ دانایی و توانایی بده، تا آن کنیم که فرمان است.



سلام دوستان؛ سمیه هستم همسفر - کمک‌راهنمای لژیونِ چهارم
در سی‌دیِ جهان‌بینیِ یک‌و‌دو؛ استاد امین اشاره به این مطلب می‌کنند که: برای این‌که در درونِ انسان، غدد شروع کنند به ترشح کردن، در قسمتِ فیزیک باید فرمانی صادر شود و این فرمان زمانی صادر می‌شود که انسان از نظرِ دانایی و از نظرِ ظرفیت، تغییر کرده باشد.
یعنی برایِ این‌که ما جسم سالم و روانِ متعادل داشته باشیم؛ "بایستی حتماً نسبت به قوانینِ هستی و قوانینِ زندگی و نحوه‌ی عمل‌کرد نیروها، دانش و آگاهی کسب کنیم تا بتوانیم نیروها را در جهتِ تکاملِ خود به‌کار ببریم."
زمانی دانایی به ظرفیت تبدیل می‌شود که این دانایی مؤثر باشد. یعنی آن‌چه را که ما یاد می‌گیریم، بتوانیم در سطوحِ مختلفِ زندگی‌مان کاربردی کنیم.
این دانایی مؤثر؛ در هر زمان از حیات، برای زندگیِ ما انسان‌ها لازم است. در موقعیت‌ها و شرایطِ مختلف، باید بتوانیم از آن‌چه که یاد گرفتیم استفاده کنیم. در غیرِ این‌صورت؛ تمامِ آن‌چه آموختیم، تهی و پوچ می‌باشد.
در همین قضیه‌ی ویروسِ کرونا؛ با توجه به آموزش‌هایی که توسطِ فضاهای مجازی و افرادِ متخصص داده می‌شد، ما در این زمینه دانایی کسب کرده‌ایم. اما اگر هر کدام از ما تک‌تک؛ مقررات و قوانینِ گذاشته شده را انجام ندهیم و فقط برایِ دیگران انتشار بدهیم، در واقع فقط در مرحله‌ی دانایی و در ضلعِ آموزش مانده‌ایم و هیچ تفکری در مواردِ گفته شده نمی‌کنیم و از تجربیات افرادِ درگیر شده هم استفاده نمی‌کنیم.
امیدوارم بتوانیم در این برهه از زندگی هم، به داناییِ مؤثر برسیم و به کمکِ همدیگر از این مرحله به‌سلامتی عبور کنیم.


تهیه و تنظیم: همسفر وفا، لژیونِ خانم آنی کماندار (لژیونِ ششم)

همسفرانِ نمایندگیِ آکادمی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مشاركت مكتوب،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
شهلا شنبه 16 فروردین 1399 01:09 ق.ظ
بابا تشکر از مشارکت کنندگان‌مطالب بسیار عالی بود.سپاس
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic