چهل‌وهشتمین مشارکتِ مکتوبِ راهنمایانِ گروهِ خانواده‌ی نمایندگیِ آکادمی
سه شنبه 14 آبان 1398 ساعت 09:03 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر وفا (لژیون ششم) | ( نظرات )
مشارکت و کارِ گروهی؛ یکی از ضروری‌ترین عوامل در تحققِ اهدافِ کنگره ۶۰ می‌باشد.
انجامِ کارِ جمعی، اغلب به‌عنوانِ روشِ خوبی برای تقسیمِ کار و افزایشِ بهره‌وری، ارائه می‌شود و فعالیت‌های جمعی، خود یک مهارت برای یادگیری به‌شمار می‌رود و این‌ها از طریقِ اشتراک‌گذاریِ تجربیات و تعاملِ متقابل، صورت می‌گیرد که امکانِ ابرازِ خلاقیت و قابلیت‌های تحلیلیِ افرادِ فعال در آن را افزایش می‌دهد و فرصتِ ارائه‌ی قابلیت‌ها، باعثِ تقویتِ انگیزه‌ی آنان می‌شود.
هم‌چنین می‌توان گفت که این امر؛ امکانِ استفاده از دانش‌ها و مهارت‌ها و تجربیاتِ مختلفی که افراد این مجموعه دارند را برای‌مان فراهم می‌نماید.
در کنگره ۶۰ در کنارِ یکدیگر قرار ‌گرفته‌ایم، زیرا خواسته‌ها و اهداف و بعضاً ویژگی‌هایمان نیز به‌هم گره خورده‌اند.
فرآیندِ کارِ جمعی، وابسته به اهدافِ اعضای آن مجموعه است و ما در قالبِ یک مجموعه و در کنارِ یکدیگر، خانواده‌ای هستیم که اساسِ کارمان محبت است و با دانایی و شناخت و معرفت، در کنارِ یکدیگر قرار ‌گرفته‌ایم و با عقل و عشق و ایمان، حرکت می‌کنیم و پیشرفتِ خود را در ارتقاءِ کیفیتِ اهدافِ کنگره ۶۰ و رشدِ یکایکِ اعضای آن می‌دانیم.
تمرکز بر گسترش و تعمیقِ دانشِ اعتیاد و درمانِ آن، همواره از اولویت‌ها به‌‌شمار می‌رود.
هم‌چنین فراهم کردنِ روندِ رو به رشد و پُربار و رضایت‌بخش، برای اعضای جمعیتِ احیای انسانی، بخشی از تکنیک‌های این سازمانِ غیرِ دولتی محسوب می‌شود.
وفاداری، تفاهم و هم‌کاریِ مشترک و چندسُویه و بالا بودنِ مسئولیت‌پذیری، آموزش، توانایی‌های پیچیده، روابطِ سودمند و بینشِ قابلِ توجه‌ی راهنمایانِ کنگره ۶۰؛ دلیلی برای این شد که با اِدغام و اشتراک‌گذاریِ نگرش‌ها، پویاییِ مشارکت و همه‌ی این عوامل، در محیطِ خوب و مثبتِ سایتِ همسفرانِ نمایندگیِ آکادمی، در قالبِ مشارکتِ مکتوبِ راهنمایانِ گروهِ خانواده‌ی نمایندگیِ آکادمی، به‌ثبت برسد.
لذا از شما عزیزان می‌خواهیم؛ از این بخش که مرتبط با دستور جلسه‌ی 
"رابطه‌ی یادگیری با معرکه‌گیری" است بهره‌مند شوید.

با سپاس و احترام - همسفر وفا، لژیون خانم آنی کماندار (لژیون ششم)

سلام دوستان؛ شهره هستم همسفر - کمک‌راهنمای لژیون پنجم
از آموزش و یادگیری؛ یاد می‌گیریم که چه‌گونه مسیرِ درست را پیدا کنیم و همین‌طور کارها را درست انجام بدهیم.
"یادگیری به تنهایی دشوار است و نیاز است که در جمع باشیم و فعالیت‌هایی که در طولِ زندگی انجام می‌دهیم، از تجربه‌ها و آموزش‌ها و یادگیریِ ماست که در جمع صورت گرفته است."
زمانی‌که واردِ کنگره ۶۰ می‌شویم؛ در جمعی قرار می‌گیریم که مشکلامان اعتیاد است و خواسته‌ی همه‌ی ما در ابتدای ورود یکی است، آن‌هم رهایی و درمانِ اعتیادِ مسافرمان.
"حواسمان باشد که از مسیرِ اصلی دور نشویم و فراموش نکنیم و طبقِ اصول و قوانینِ کنگره پیش برویم، تا واردِ حاشیه‌ها نشویم."
حاشیه‌ها چیزی است که امکان دارد در هر جایی به‌وجود بیاید. همان‌طور که در هر مکانی یا در هر کاری که انجام می‌دهیم حاشیه هست؛ در کنگره هم ممکن است وجود داشته باشد.
شخصی که واردِ حاشیه می‌شود؛ شروع به معرکه‌گیری می‌کند. معرکه‌گیر می‌خواهد عده‌ای را با خودش همراه کند که تنها نباشد و زمانی‌که جمعِ خود را تشکیل داد، شروع می‌کند به ایراد گرفتن و نِق زدن و برای هر چیزی بهانه می‌آورد. با این‌کار می‌خواهد خود و همراهانِ خودش را از مسیرِ اصلی که درمانِ اعتیاد است دور کند و به بی‌راهه بروند.
اما نمی‌داند که با این روش و حرکات و صحبت‌ها، مسیرِ درمانِ خود را طولانی می‌کند و نه خود آموزش و یادگیریِ درست را می‌گیرد و نه می‌گذارد افرادی که در جمع او قرار دارند، مسیرِ درمانِ اعتیاد که خواسته‌ی اولیه‌ی آن‌ها بوده، طی بشود.
در سی‌دیِ عناصرِ معرکه‌گیری آقای مهندس فرموده‌اند: "معرکه‌گیری در اثرِ کمبودِ دانش، حسادت، خودخواهی و منیت به‌وجود می‌آید. یا انسانی که شکست می‌خورد و بر سرِ دوراهی قرار می‌گیرد و معرکه‌گیری اصولاً از این‌جا شروع می‌شود."
معرکه‌گیری در تمامِ سطوحِ زندگی مثل خانواده، دانشگاه، اداره و ... وجود دارد.
برای جلوگیری از معرکه‌گیری؛ یکی از ابزارها وجودِ لژیون‌ها می‌باشد. هم‌چنین نشریات و سی‌دی‌های آموزشی می‌باشد که با خواندن و گوش دادن آن‌ها ما آموزش می‌بینیم و آگاه می‌شویم.

سلام دوستان؛ زهره هستم همسفر - کمک‌راهنمای لژیون دوم
چیزی که در گذشته از واژه‌ی معرکه‌گیری فهمیده بودم؛ این بود که یک‌نفر عده‌ای را دورِ خودش جمع می‌کرد و با انجامِ یک‌سری کارهای نمایشی و شاید سخت، که کمتر کسی می‌توانست انجام دهد، سرِ مردم را گرم می‌کرد و عرضِ اندام می‌نمود.
در کنگره معرکه‌گیری در کنارِ واژه‌ی یادگیری و ارتباطِ بینِ این دو می‌آید.
قدرِ مسلم؛ هر آن‌چه که به‌عنوانِ دستور جلسه مطرح می‌شود، آموزشی است که باید به آن توجه خاص مبذول داشت.
اگر من به‌عنوانِ یک راهنما؛ از وظایفم عدول کنم و این کوتاهی را به گردنِ سیستم و اعضا بیاندازم، معرکه‌گیری کرده‌ام. در واقع به‌جایِ این‌که بپذیرم و در صددِ رفعِ مشکل برآیم، می‌خواهم فضا را غبارآلود و مسئله را پنهان کنم.
بعضی‌ها با کوچک‌ترین مطلبی که یاد می‌گیرند؛ جایگاهِ خودشان را بالاتر از آن‌چه که هستند تصور می‌کنند و گمان می‌کنند باید به اصطلاح بالای منبر بروند و دیگران را امر و نهی کنند. اما واقعیت این است که "درخت هر چه افتاده‌تراست؛ محصولش بیشتر است."
"انسانِ دانا می‌داند که هر چه جلوتر می‌رود، هنوز ذره‌ای اطلاعات از این همه آفرینش ندارد. پس افتاده و متواضع برخورد می‌کند."
"انسان زمانی شروع به معرکه‌گیری می‌کند که در موضوع پیش آمده، قطعاً ضعف داشته باشد." پس بهتر است به‌جای این‌که به‌قولِ معروف شلوغش کند، مشکل را بپذیرد و در صددِ رفعِ آن اقدام نماید.

سلام دوستان؛ ناهید هستم همسفر - کمک‌راهنمای لژیون یکم
از سخنانِ استاد امین: "هر کاری که با عشق انجام شود، محکوم به پیروزی است و هر کاری که سرسری و بدونِ تأمل و تفکر باشد، محکوم به شکست است."
یادگیری در کنگره؛ با حضور در کنگره و آموختن و سپس کاربردی کردنِ آموزش‌ها امکان‌پذیر است. البته یادگیری و کاربردی کردنِ آموزش‌ها، مرور زمان می‌خواهد. یادگیری و کاربردیِ کردنِ آموزش‌ها، می‌تواند فضایِ امن و آرامی را برایم به‌وجود آورد، تا بتوانم به‌راحتی از گذرگاه‌های سخت عبور کنم، چون تمامیِ راه‌کارها و راهِ حل‌های زندگی، در اجرا کردنِ همین آموزش‌هاست.
وقتی اسمِ معرکه‌گیری را می‌شنویم؛ صد در صد یادِ معرکه‌گیرهای قدیم می‌افتیم که زنجیر و سینی پاره می‌کردند و یا کارهایی عجیب و غریب انجام می‌دادند.
"معرکه‌گیری، حاشیه و نِق‌زدن در کنگره‌؛ در حقیقت می‌تواند مرا از مسیرِ اصلی دور کند." چه‌گونه؟
همیشه این مثال در موردِ کنگره زده می‌شود که "کنگره مانندِ یک گردباد می‌ماند. کسانی‌که در مرکزِ آن قرار بگیرند، حولِ محورِ آن می‌چرخند و کسانی‌که به حاشیه بروند، به بیرون پرتاب می‌شوند."
وقتی من در لژیون نشسته باشم و مدام حواسم به لژیون‌های دیگر باشد، مسلماً نمی‌توانم آموزشی بگیرم، این‌که من مدام نِق بزنم، نمی‌توانم رویِ نقطه‌ی تحملم و صبرم کار کنم، چون مدام در حاشیه هستم، آموزشی وجود ندارد، تغییر، تبدیل و ترخیص هم نیست و در نهایت آموزش‌ها هم نمی‌تواند برایم آرامشی را به ارمغان بیاورد.
زمانی من موفق هستم که تمامیِ حواسم به آموزش‌ها باشد، چه سفر اولی و چه سفر دومی باشم، فکر نکنم که همه چیز را آموختم و تا می‌توانم با عشق خدمت کنم و بدانم که درخت هر چه پُربارتر باشد سرش خَم‌تر است.
بیاموزم، بیاموزم و بیاموزم.

سلام دوستان؛ سمیه هستم همسفر - کمک‌راهنمای لژیون چهارم
به‌نظرِ من انسان‌ها در دو صورت واردِ معرکه‌گیری می‌شوند؛ از رویِ آگاهی و از رویِ ناآگاهی.
"افرادی که همیشه دیگران را مقصر می‌دانند و قبل از این‌که تفکر کنند؛ ذهنشان متوجه‌ی اشکالاتِ دیگران می‌شود. این افراد زمانی‌که در مشکلات قرار می‌گیرند، دچار حاشیه و معرکه‌گیری می‌شوند و به این دلیل آموزش نمی‌گیرند، چون اصلاً به نواقص و مشکلاتِ خودشان فکر نمی‌کنند."
یک‌سری از افراد هم هستند که به اصطلاحِ عامیانه‌؛ خودشان را افرادی زرنگ می‌دانند و در زمانِ وقوعِ مشکلات، با شلوغ کردن و مقصر کردنِ دیگران، از سهمِ خودشان در آن مشکل کم می‌کنند و در واقع زیرِ بار نمی‌روند.
البته این افراد هم در نهایت؛ در ناآگاهی به‌سر می‌برند، چرا که در هر دو صورت، انسان متوجه‌ی اشکالاتش نمی‌شود و همواره یک‌سری اشتباه‌ها را دائم تجربه می‌کند.
دو وادی که به خود من در این زمینه کمک کرد، یکی وادیِ سوم بود که مبحثِ آن این است که باید دانست هیچ موجودی به میزانِ خودِ انسان، به خویشتنِ خویش فکر نمی‌کند و دیگری وادیِ چهارم بود که می‌گوید در مسائلِ حیاتی به خداوند مسئولیت دادن، یعنی سلبِ مسئولیت از خویشتن.
امیدوارم سعی کنم در زمانِ وقوعِ مشکلات؛ به میزانِ سهمِ خودم در آن مشکل، برای حلِ آن اقدام نمایم و در جهتِ اصلاح قدم بردارم.

سلام دوستان؛ کیمیا هستم همسفر - کمک‌راهنمای لژیون سوم
"تفکراتِ فرد در هر جایگاهِ خدمتی و در هر شغل و مقامی که هست؛ میزانِ برداشت، آموزش و کسبِ انرژیِ او را از آن موقعیت مشخص می‌کند."
اگر تفکرِ درستی داشته باشد؛ می‌داند که آن  خدمت و یا شغل، تنها بستری است برای یادگیری و برای تکامل در مسیرِ زندگی که در پیش دارد.
ولی برعکس "اگر تفکرِ نادرست باشد؛ به‌جایِ پُربارتر شدن و بالتبع متواضع‌تر شدن، به‌سمتِ منیت، معرکه‌گیری و مسائلِ حاشیه‌ای حرکت می‌کند و به مرورِ زمان، با برآورده نشدنِ توقعاتش، نه تنها انرژی از انجامِ آن کار کسب نمی‌کند، بلکه خرج هم می‌کند."
نمونه‌ی این تفکرِ نادرست؛ زمانی است که فرد با قرار گرفتن در جایگاهی، به‌جایِ این‌که به تکالیف و وظایفی که در آن موقعیت باید انجام بدهد توجه کند و در جهتِ آن حرکت کند، تمامِ تمرکز و توجهش را می‌گذارد رویِ توقعاتی که از دیگران دارد.
مثلاً آیا دیگران به او احترام می‌گذارند یا نه و این درحالی است که خودِ فرد، وظایفش را به‌درستی انجام نمی‌دهد.
اما اگر فردی مانند یک کمک‌راهنما؛ وظایفِ خودش را به‌درستی انجام بدهد، نه تنها رهجوهای او نیز به او احترام می‌گذارند و او را قبول دارند، بلکه آن‌ها نیز وظایفشان را به‌درستی انجام می‌دهند.
پس "تفکرِ من در یک جایگاهِ خدمتی و شغلی است که مشخص می‌کند من به‌سمتِ یادگیری حرکت کنم یا به‌سمتِ معرکه‌گیری."
امیدوارم خداوند به تمامِ ما یاری برساند؛ تا از بزرگ‌ترین دشمنِ خودمان که جهل و نادانی است رها شویم، تا بتوانیم به‌سمتِ یادگیری حرکت کنیم.
تهیه و تنظیم: همسفر وفا، لژیون خانم آنی کماندار (لژیون ششم)
همسفران نمایندگی آکادمی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مشاركت مكتوب،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مریلا شنبه 18 آبان 1398 09:41 ق.ظ
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما دوستان عزیز و تشکر از شما فعالان در کنگره
همسفر فخری چهارشنبه 15 آبان 1398 11:16 ق.ظ
ممنون خانم وفای عزیز
درس را در مکتب عاشقی شما راهنمایان عزیز آموختم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic